شاعر: آزاده دالايي
خورشيد خانم دوباره
مهمان خانه ماست
مثل هميشه روشن
مثل هميشه زيباست
با دستهاي قشنگش
ناز ميكنه گل ها را
وقتي گلها ميخندند
حس ميكنند خدا را
گلهاي سرخ باغچه
جان ميگيرند دوباره
خورشيد مو طلايي
حرفهاي تازه داره
كاش كه هميشه خورشيد
از تو برام بخونه
حتي شبهاي تاريك
تو آسمان بمونه |